الفيض الكاشاني

311

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كسى نيست كه در شكمش مدفوع است . پس عمر گرفت : همانند شخص پوزشخواه‌ايى عمو تمام اعضاى من بر اين طرز راه رفتن عادت كرده تا آن را ياد گرفته‌ام . روايت شده كه مطرب عبد اللّه بن شخّير مهلّب را ديد در حالى كه در جبّهء خزى خودخواهانه حركت مىكرد . پس به او گفت : اى بندهء خدا اين راه رفتنى است كه خدا و رسولش را به خشم مىآورد ، مهلّب به او گفت : مرا نمىشناسى ؟ گفت : تو را مىشناسم ، آغازت نطفه‌اى پليد بودى و انجامت مردارى بدبو خواهى بود و در ميان دو پهلويت مدفوع حمل مىكنى . پس مهلّب برفت و آن طرز راه رفتن را ترك كرد . مجاهده در تفسير آيهء : ثُمَّ ذَهَبَ إِلى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى ، گفته است : يعنى ، خودخواهانه مىرفت . حال كه نكوهش تكبّر را نقل كرديم بايد به نقل فضيلت تواضع بپردازيم . شرح فضيلت تواضع ( 1 ) پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « با عفو كردن ، خدا بر عزّت بنده مىافزايد و هيچ كس براى خدا تواضع نكند جز اين كه خدا او را رفعت درجه بخشد . » « 42 » پيامبر ( ص ) فرمود : « هيچ كس نيست ، جز اين كه دو فرشته با اوست و بر او لگامى است كه با آن وى را نگاه مىدارند . پس اگر او خود را بلند و و الا شمارد آن لگام را مىكشند و مىگويند : خدايا او را پست و خوار كن و اگر نفس خود را پست شمارد مىگويند : خدايا او را بلندى درجه عطا كن . » « 43 »

--> ( 42 ) اين حديث را مسلم در صحيح ، ج 8 ، ص 21 ، از حديث ابو هريره روايت كرده است . ( 43 ) عراقى گويد : اين حديث را عقيلى در الضعفا ؛ و بيهقى در الشعب ، از حديث ابو هريره و نيز از حديث ابن عباس روايت كرده‌اند و هر دو راوى ضعيفند ، پايان سخن عراقى . مىگويم : اين حديث را طبرانى و بزار و به همين صورت از حديث ابو هريره روايت كرده و سندهايشان حسن است چنان كه در الترغيب ، منذرى ، ج 3 ، ص 561 ، آمده است و به سندى حسن اندكى قبل از كافى نقل شد .